بستن ساک بیمارستان
سلام امروز غروب که من از بیرون اومده بودم دیدم مامانی تو اتاق داره با یه ساک راه میره پرسیدم این چیه گفت که بار سفر بستم نگو غروب که تنها بوده رفته تو اتاق و هر چیزی رو که واسه بیمارستان احتیاجداره برداشته و داره با دخترش درد و دل می کنه به قول سربازایی که اواخر خدمتشونه می گن بابا نبود ای 5 روز.


